درس نهم فلسفه دوازدهم علوم انسانی

درس نهم فلسفه دوازدهم علوم انسانی

آغاز فلسفه در جهان اسلام (۱)

از ورود  فلسفه به جهان اسلام حدود سیزده قرن می گذرد.

«حیات فلسفی» نتیجه توجه به « حیات علمی» و« حیات عقلی» است. وقتی مردم  جامعه‌ای به عقل، تفکر و اندیشه توجه کنند « حیات عقلی» شکل می گیرد. با رشد حیات علمی یکی از شاخه های آن یعنی «حیات فلسفی» شکل می گیرد.

زمینه های رشد فلسفه در جهان اسلام

وجود حیات عقلی در جهان اسلام
مباحث اعتقادی یا کلامی از صدر اسلام
نهضت ترجمه

حیات عقلی اولین زمینه رشد فلسفه در جهان اسلام بود. حیات عقلی در دنیای مسلمانان مانند زمین حاصلخیزی بود که نهال فلسفه در آن روئید و به درختی تنومند تبدیل شد.
به باور مورخین این حیات عقلی با ظهور اسلام و تشکیل جامعه اسلامی
شروع شد. موسسین این حیات عقلی در آغاز چیزی و کسی نبود جز قرآن کریم و پیامبر(ص). این دو عامل فرصت اندیشه ورزی را برای پیروان خود فراهم نمودند .

از عوامل زمینه‌ساز در قرآن کریم و گفتار و رفتار پیامبر فراوان می‌توان یاد کرد:

در قرآن کریم مطالبی مطرح شده است که جز با خردورزی نمی توان به کنه آن نزدیک شد. مثل: او اول است و آخر و ظاهر است و باطن.

یا پیامبر در اهمیت علم می فرماید: حکمت گمشده مومن است. آن را طلب کنید حتی اگر نزد مشرک باشد.
مطالبی اینچنین که
به وفور دیده می شود ریشه پیدایش حیات عقلی در جهان اسلام است که به تبع آن حیات علمی شکل گرفت و یکی از ثمره های این حیات علمی شکوفایی فلسفه در جهان اسلام بود.

زمینه دوم رشد فلسفه در جهان اسلام پیدایش علم کلام بود. یا بحث و گفتگو در باره مباحث اعتقادی بود. متکلمان مسلمان از همان قرن اول هجری عزم دفاع از عقاید دینی را داشتند و سعی می کردند به شبهات دینی پاسخ دهند.

اهل الحدیث، معتزله و اشاعره و متکلمان شیعه اعتقادات دینی را مورد بحث قرار می دادند و در موارد بسیار زیادی با شیوه منطقی و استدلالی مبانی نظری و مواضع یکدیگر را به چالش می کشیدند.

آن ها در مباحثی مانند اثبات وجود خدا، صفات خداوند، ضرورت معاد و مسائلی مانند جبر و اختیار متبحر بودند و هر کدام دیدگاه خویش را داشتند. به این ترتیب حیات عقلی مسلمانان از قرن اول هجری و از ابتدای ظهور اسلام آغاز شد و بعد از دو قرن حیات فلسفی بر شاخسار آن روئید.

سومین زمینه رشد فلسفه در عالم اسلام نهضت ترجمه متون است. از قرن دوم هجری با آمدن حکومت خلفای عباسی نهضت ترجمه شکل گرفت.

در این نهضت که حدود سیصد سال طول کشید کتب مختلف منطقی ، فلسفی ، ریاضی ، ادبی ، سیاست و نجوم از زبان های مختلف یونانی، پهلوی، هندی، سریانی، لاتین و … به زبان عربی ترجمه شد.

در چنین شرایطی مسلمانان در تمامی رشته‌های علمی زمان خود سر آمد ملت های دیگر شدند. متفکران مسلمان مثل کندی ، فارابی و ابن سینا و … فلسفه های یونانی را مطالعه کردند و با نقد و بررسی اندیشه های حکیمان یونانی، فلسفه جدیدی را تاسیس کردند که به فلسفه مشّا معروف است. این فلسفه ضمن برخورداری از اندیشه های افلاطون و بیشتر ارسطو، حاوی اندیشه های جدید و بیسابقه‌ای هم شد.

حکمای مشّا

مشّا در لغت به معنای را ه رونده و بسیار راه رونده است. گفته‌اند ارسطو هنگام تدریس در کلاس، ضمن راه رفتن و قدم زدن مطالب درسی راتقریر می کرده است.

اساسا در استدلال هم که شما با چیدن مقدمات به سوی نتیجه رهسپار می شوید در واقع در حال پیمودن راهی هستید. و واژه مشّا با هر دو موردی که ذکر شدارتباط دارد.

درس نهم فلسفه دوازدهم علوم انسانی

فارابی موسس فلسفه اسلامی و ابن سینا و قبل از این دو ، کندی صورت های مختلف استدلال را بررسی کردند و در نهایت ابن سینا به تبع ارسطو قیاس برهانی را قدر داد و بر صدر نشاند.

در نگاه فلاسفه مشّا، مثل ابن سینا فنی استدلالی است که می خواهد به احوال موجود از ان حیث که فقط و فقط وجود دارد واقف شود و جهانی شود عقلانی «حکمت» مشابه جهان عینی. یعنی وجود را آنگونه که در نفس‌الامر هست بشناسد.

فارابی که بود؟

فارابی در سال ۲۶۰ در فاراب خراسان دیده به جهان گشود. پدرش سردار سپاه بود و از کودکی آثار نبوغ در وی هویدا بود. در سراسر زندگی هیچ چیز او را از تحصیل بار نداشت .
در جوانی به تحصیل فقه و حدیث و تفسیر قرآن پرداخت و سپس برای تحصیل بیشتر به بغداد رفت و از محضر ابو بشر متی بن یونس از مترجمان حکیمان عصر نهضت ترجمه فلسفه آموخت .
یکی از مراکز مهم علمی در آن زمان حرّان بود که هم اکنون در خاک سوریه قرار دارد. فارابی به آنجا رفت و به مطالعات خویش ادامه داد.
سپس به بغداد بازگشت و پس از مدتی رهسپار دمشق شد. وی نزد سیف الدوله حمدانی، حاکم ان دیار قدر دید و بر صدر
نشست و مورد احترام فراوان بود و تا سن هشتاد سالگی که در گذشت (۳۳۹ هجری) در آنجا بود.

با اینکه سیف الدوله اسباب راحتی زندگی را برای وی فراهم کرده بود تا آخر عمر ساده زیستی را رها نکرد و به تجملات و تشریفات زندگی بی اعتنا بود و به روزی چهار درهم روزگار خویش را سپری می کرد. او به طبیعت و مظاهر آن عشق می‌ورزید و در کنار جویبارها و زیر درختان سر سبز برای شاگردانش درس می‌داد.

مقام علمی و فلسفی فارابی

فارابی بزرگترین استاد فلسفه در زمان خود بود و در علوم مختلف حقوق، سیاست، نجوم و پزشکی شهرت داشت. موسیقی را به خوبی می شناخت و در آن صاحب نظر و صاحب تالیف بود. کتاب موسیقی کبیر اثر ارزنده او در این زمینه است. گفته‌اند سازی که قانون نامیده می‌شود از ساخته‌های اوست. در سیاست دیدگاهش به افلاطون نزدیک بود. 
او با فلسفه های یونانی به خصوص با اندیشه های افلاطون و ارسطو آشنا بود. او در کتاب خویش به نام الجمع بین رای الحکمین تلاش کرد نقاط مشترک این دو فیلسوف بزرگ یونانی را پیدا کند و تعارض ظاهری ان ها را بکاهد. فارابی در کتاب دیگرش اغراض ارسطو فی کتاب مابعدالطبیعه به دقت به شرح نظرات ارسطو همت گماشت. کتابی که بعدا فهم کتاب متافیزیک ارسطو را برای ابن سینا آسان کرد.

اگر ارسطو معلم اول بود فارابی معلم ثانی است و موسس فلسفه اسلامی و این به خاطر آشنایی عمیق او با تعالیم اسلام و آموختههایش از افلاطون و ارسطو و فیلسوفان گذشته بود که در یک نظام فلسفی جدید بین آنها تالیف ایجاد کرد.

درس نهم فلسفه دوازدهم علوم انسانی

فلسفه سیاسی فارابی

فارابی در تمام عمر خویش از قبول مشاغل سیاسی امتناع کرد و با اهل سیاست معاشرت نمی کرد. با وجود این در سیاست و مسائلاجتماعی می اندیشید و آثاری در این زمینه از خود به یادگار گذاشت. مثل آرا اهل مدینه فاضله و سیاسات مدینه و رساله تحصیلالسعاده.
اولین مبنای فارابی برای ورود به مباحث اجتماعی و فلسفه سیاسی در این است که او به تبع ارسطو انسان را مدنی بالطبع می داند.
یعنی انسان ذاتا موجودی اجتماعی است. به نظر فارابی از طریق زندگی اجتماعی و زیستن با هم نوعان خویش است که سعادت و کمال آسان تامین می شود.

به همین خاطر فارابی هدف اصلی از تشکیل مدینه یا زندگی اجتماعی را سعادت می‌داند. سعادت دنیا وآخرت. فارابی مدینه ای را که مردم ان با کسب فضایلی، جامعه خویش را به سمت سعادت می بردند ، مدینه فاضله می نامد.

فارابی برای فهم نظام اجتماعی ایده آل خویش از طریق استقرا تمثیلی مدینه فاضله را به بدنی سالم تشبیه می کند. بدنی که هر یک از جوارح آن متناسب با وظایف خویش به نحو احسن عمل می کنند.

همانطور که در بین جوارح بدن از لحاظ اهمیتی که دارند تقدم و تاخر مشاهده می کنیم در جامعه نیز برخی بر برخی دیگر به لحاظ مسئولیت و وظایفی که دارند، تقدم دارند. مثلا همانطور که در بدن قلب بر همه اعضای بدن ریاست دارد در مدینه فاضله هم کسی که ویژگی های ممتازتری دارد باید زعامت و سرپرستی جامعه را عهده‌دار شود.

چنین کسی با این دو ویژگی می تواند احکام و قوانین الهی را دریافت کند و فهم درستی از ان داشته باشد. در درجه اول رهبر جامعه کسی جز پیامبر نیست. او با ملک وحی اتصال دائمی دارد.امامان جانشینان پیامبر هم می توانند با اتصال به عالم بالا جامعه را بهسوی سعادت رهنمون کنند .
از نظر فارابی مدینه جاهله نقطه مقابل مدینه فاضله است. مهمترین تفاوت ان دو در هدف است. هدف در مدینه جاهله صرفا بهرهمندی های دنیوی و لذات مادی است . چنین جامعه ای هرگاه از سلامت جسم و فراوانی تنعمات دور شود فکر می کند بیچاره شدهاست.

داغ ترین مطلب!
درس هشتم اقتصاد دهم علوم انسانی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

تخفیف 5%+25%
هیچی
دفعه ديگه .
تقریبا!
مبلغ نقدی ۱۰۰۰۰۰ریال
کد تخفیف 7%+25%
چیزی نیست
روز شانست نبود
تقریبا!
ارسال رایگان
نشد
پوچ

شانس خودتان را برای برنده شدن یک جایزه امتحان کنید!
شانس خود را برای برنده شدن تخفیف های شگفت انگیز امتحان کنید!
دکمه زیر را فشار دهید و اجازه دهید تا گردونه شانس شما را برای بردن جایزه مشخص کند.

اگر برنده شدید کدی که گردونه بهتون میده رو یادداشت کنید و هتگام ثبت سفارش در قسمت کد تخفیف وارد کنید

اگر بازنده شدید ما یک بازی دیگر به شما می دهیم !

به بالای صفحه بردن